با توجه به اینکه در مناطق گرم و خشک و کویری اختلاف دما بین شب و روز زیاد بوده است اغلب در ماههای گرم، باد با سرعت مناسب و گاها طوفان وجود داشته است. ساکنین اولیه این مناطق توانستند با ابداع بادگیر که در بدو فقط دهانههای یکطرفه رو به باد غالب و مطبوع منطقه بودهاند، باد را مهار نموده و جهت ایجاد آسایش حرارتی آن را به فضای داخلی ساختمانها و زیرزمینها بکشانند. با توجه به قدمت شهرهایی مانند میبد، اردکان، مهریز، یزد، نایین، کاشان و برخی دیگر از شهرها که در این مناطق هستند و همچنین با توجه به اهمیت زیاد آن ها در دورههای گذشته که اغلب خاستگاه تمدنی جدید یا پایگاه مهمی در دورههای اولیه این سرزمین بودهاند و این شهرها به شدت گرم بوده و برای حیات و سکنی نیاز مبرم به آسایش حرارتی بوده است، خاستگاه اولیه بادگیر میباشند و در دورههای بعدی توسط معماران ساکن در این مناطق و یا معماران و رهگذرانی که از این مناطق عبور میکردهاند به مناطق دیگر ایران راه پیدا کرده و حتی به نقاط دور دست تا مصر هم راه یافتهاند.
با توجه به مستندات ادبی و تاریخی مانند اشعار شعرای نامی ایران و سفرنامههای موجود، قدمت ساخت بادگیرها در این مناطق به اوایل دوره ظهور اسلام یا اوایل سلسلهی ساسانی بر میگردد. آثار معماری این مناطق به علت این که بناها و ساختمانها از آجر، خشت و گل ساخته میشدهاند در طول دورهی تاریخی دچار آسیب و خرابی میگشتهاند به همین دلیل آثار معماری کمی باقیمانده است. كمبود آثار معماری در اینباره را مدارك ادبی جبران میكند. در فرهنگ لغات ایرانی برای بادگیر از نامهای دیگری نیز استفاده گردیده است كه میتوان به بادآهنج، بادآهنگ، بادخان، بادخانه، بادخن، بادخوان، بادخور، بادخون، بادرس، بادغد، بادغر، بادغرا، بادغرد، بادغس، بادغن، بادغند، بادنج، بادنگ، بادهلج، بادهنج، واتغر، وانقز، خیشود و خیشخان اشاره نمود.
در اشعار بعضی از شعرای ایرانی از بادگیر با نامهای مختلف بیان شده، استفاده گردیده است كه میتوان از رودكی سمرقندی (260 تا 329 هجری قمری)، ابوشكور بلخی (ولادت 303 هجری قمری)، ابوطاهر خسروانی (وفات 342 هجری قمری)، كسایی مروزی (ولادت 341 هجری قمری)، فرخی سیستانی (350 تا 429 هجری قمری)، ناصرخسرو (394 تا 481 هجری قمری)، مسعود سعد سلمان (438 تا 515 هجری قمری)، سنایی غزنوی (465 تا 525 هجری قمری)، اثیرالدین اخسیكتی (وفات 577 یا 579 هجری قمری)، خاقانی شیروانی (520 تا 592 هجری قمری)، مسیح كاشانی (وفات 1066 هجری قمری) و شعرای معاصر همچون حكیم شفایی، محسن تأثیر و سروری نام برد كه در زیر این اشعار آورده شده است:
رودكی سمرقندی
بسا جای كاشانهی بادغرد بدو اندرون شادی و نوش خورد
ذکر این نکته در اینجا ضروری است که با توجه به نابینا بودن رودکی بهطور قطع بادگیر در آن زمان چنان رواج داشته که او آن سازه را درک کرده و از آن در شعر خود استفاده نموده است.
ابوشكور بلخی
خوش آن جای و كاشانه و بادغرد بدو اندرون شادی و نوش خورد
ابوطاهر خسروانی
و هرگه كه تیره بگرددجهان بسوزد چو دوزخ شود بادغر
كسایی مروزی
عمر چگونه جهد از دست خلق باد چگونه جهد از بادخان؟
فرخی سیستانی
او آتش تیز است بر تیغ كوه و آن دگران چون شمع بر بادخن
ناصرخسرو
همی خواهی كه جاویدان بمانی درین پربادخانه سست بنیاد ...
... از این پر بادخانه هم به آخر برون باید شدن ناچار با باد
مسعود سعد سلمان
احوال جهان بادگیر باد وین قصه ز من یادگیر یاد
سنایی غزنوی
دانی آخر كاین رعونت بود خواب بیهشان دانی آخر كاین ترفع بود باد بادخن
اثیرالدین اخسیكتی
برگذار حملهی اوبوقبیس تودهی خاكی [حلقان] شمر در بادخوان
خاقانی شیروانی
عقل اگر در میانه كشته شود دست از بادخانه بستانیم
مسیح كاشانی
تا كردیم در آتش دل در سرای خویش دامن زند بر آتش من بادگیر من
حكیم شفایی
از چار طرف تیز درو میپیچد از بهر سبیل بادگیر عجبی است
محسن تأثیر
دلم فرح ز سخنهای آشنا دارد ز بادگیر نفس خانهام هوا دارد
سروری
از آتش حرص و حسد ای خاك ساز آبكش بر باد دادی خویش را پیوسته همچون بادغر
همچنین در متون تاریخی نیز گزارشهای معدودی از ساختن بناهای بادگیردار وجود دارد كه از آن جمله میتوان به كتاب تاریخ جدید یزد كه در آن از آثار نیمه دوم سده 8 هجری قمری و آغاز سده 9 هجری قمری آمده، اشاره نمود كه در آن گزارشی از ساختن بادگیر در عمارت شاه یحیی بدین صورت آمده است:
« بر یك طرف بارو ایوانی چهار طبقه به ساخت و چهار بادگیر بر چهار طرف او بنهاد.»
در این كتاب نیز گزارشهای دیگری از ساخت بادگیر وجود دارد كه بدین گونه است:
« خانهی عالی و دو بادگیر رفیع و عمارت عالی و بادگیری موسوم به شیخ مبارك شاه و گلشن به ساخت.»
« خواجه شهاب الدین قاسم در محلهی نرسوباد[نرسوآباد]خانهی عالی و بادگیر و طنبی و پیشگاه و باغچهی مشجّر مكروم به ساخت و حیاض[حوضها] وسیع و آب نرسوباد در آن جاری كرد.»
همچنین در این كتاب اشعاری در مورد بادگیر وجود دارد كه میتوان به دو بیت زیر اشاره نمود:
جهان گر بادگیر از باد گیرم به غیر از حق نیابد در ضمیرم
ز باد و بادگیرم نیست مطلوب به غیر از نكهت جانبخش محبوب ...
محمد مفید مستوفی بافقی مؤلف كتاب جامع مفیدی كه آن را در قرن 11 هجری قمری تألیف نموده است (متوفی 1091هجری قمری) در آن از ساخت بادگیری برای عمارتی در تفت چنین نوشته است:
« و نیز در "محلهی در مدرسه" به قرب [نزدیكی] مدرسهی امیر آخوریه دیوانخانه[ای] به غایت مرغوب مشتمل بر طنبی و ایوان و شاهنشین ساختهی منقش ساخت و بادگیری به بادبانی به داشت.»
نكتهای كه باید در اینجا به آن متذكر شد، این است كه در آثار و كتب قدیمی ایران بهطور مستقیم به بادگیر با نامهای مختلف ذكر شده، اشارهای نشده است ولی به باد و كاربردهای آن جهت آسایش و راحتی اشاراتی شده است. زرتشت پیغمبر ایرانی كه عدهای از مورخین ولادت او را در حدود 660 سال پیش از میلاد مسیح و عدهای دیگر با استناد پارهای از مطالب اوستا، كتاب مقدس زرتشتیان، تولد او را در حدود 660-583 سال پیش از میلاد مسیح میدانند، چنین بیان میكند:
زمین و آسمان را و باد چالاك مزدا آفرید را و سرهی كوه البرز را خاك و همهی چیزهای نیك را میستاییم
مرحوم محمد كریم پیرنیا یكی از بزرگترین و برجستهترین معماران عصر حاضر در مورد باد و كاربرد آن توسط پیشینیان چنین بیان مینماید:
«ایرانیان كه در خاستگاه و خانمان نخستین خود چشمه سارهای پاك و رودهای تیز و هوای خوش و كشتزارهای زیبا داشتند، چون به ایرانشهر رسیدند، رخت افكندند و كوشیدند تا هر چه را در خاستگاه خود نداشتند، در میهن تازه خود نیز پدید آورند ... آنان بادهای خوش مزدا داده را نیز رها نكردند و همچنان كه به یاری كهریز آبهای پاك را به دست كشاندند، هوای خوش را نیز با بهكار گرفتن واتغر به خانه آوردند.»
وی همچنین در مورد قدمت بادگیرها چنین نظری دارد:
«بادگیر از روزگاران دور در ایران زمین به كار گرفته شده و از نامهای باستانی و گوناگون آن مانند واتغر، بادهنج، باتخان، خیشود و خیشخان برمیآید كه پدیدهای تازه نیست.»

در سفرنامههای مسافران اروپایی و در مواردی آمریكایی كه به ایران آمدهاند، گزارشهایی- گاه مفصل- درباره ساختار و كارآیی بادگیر وجود دارد كه میتوان از سفرنامهی ماركو پولو (1254 تا 1324 میلادی)، سفرنامه گارسیا دسیلوا فیگوئروآ (ولادت 1570 میلادی)، سفرنامهی پیترو دلا واله (1586 تا 1652 میلادی)، سفرنامهی ژان شاردن (1623 تا 1713 میلادی)، سفرنامهی كرنلیس دو بروین (1652 تا 1727میلادی)، سفرنامهی ژان باتیست تاورنیه (ولادت 1605 میلادی)، سفرنامهی باكینگهام (در سال 1802 میلادی سفر به ایران)، سفرنامهی اوژن فلاندن (ولادت 1803 میلادی) و پاسكال كوست (سفر به ایران در 1839 میلادی)، سفرنامهی ارنست اورسل (ولادت 1858 میلادی)، سفرنامهی ادوارد یاكوب پولاك (1818 تا 1891 میلادی)، كلنل سی مك گــرگــر (سفر به ایران در 1875 میلادی)، سوِن آندرسن فون هدین (1865 تا 1952 میلادی)، ژنرال سر پرسی سایكس (سفر به ایران از 1892 تا 1918 میلادی)، جرج ناتانیل كرزن (1859 تا 1925 میلادی)، ادوارد گرانویل براون (1862 تا 1925 میلادی)، ابراهم ولنتاین ویلیامز جكسن (1862 تا 1937 میلادی)، خانم كلارا كولیور رایس (سفر به ایران بعد از جنگ جهانی اول)، فردریك چارلز ریچاردز (1878 تا 1932 میلادی)، اسكار فن نیدرمایر (سفر به ایران در دوران جنگ جهانی دوم)، جان فرایر (سفر به ایران در 1681-1672 میلادی)، جیمز موریه (سفر به ایران در 1809-1808 میلادی)، جان مالكوم (سفر به ایران در 1815 میلادی) و تِوِنات (سفر به ایران در 1667-1633 میلادی) نیز نام برد.
در ادامه به برخی از سفرنامههایی كه در آن ها از بادگیرها مطالبی آورده شده، اشارهای خواهد شد.
- سفرنامهی ماركو پولو
ماركو پولو در سال 1254میلادی/652 هجری قمری در یك خانوادهی تاجر در بندر ونیز در شمال ایتالیا به دنیا آمد. در سال 1260میلادی/659 هجری قمری«نیكولو» پدر و «ماتئو» یكی از عموهای ماركو پولو بر آن شدند برای بسط دامنهی كارهای تجاری خود نزد برادر بزرگترشان «آندرا» به قسطنطنیه سفر كنند. آنها پس از رسیدن به قسطنطنیه به تشویق آندرآ به سودای تجارت با شرق افتاده و با خرید مقادیری كالا و امتعهی تجاری روانهی مشرق زمین شدند.
ماركو در طی سفر خود به مشرق زمین دوبار از ایران عبور نمود. او در سال 1292 میلادی/692 هجری قمری در راه بازگشت به وطن خود بار دیگر از ایران و بندر هرمز عبور كرد. ماركو در سن هفتاد سالگی به سال 1324 میلادی/725 هجری قمری در ونیز وفات یافت. ماركو پولو در بخشی از سفرنامه خود چنین بیان میكند:
« در آنجا شهرهای كوچك و بزرگ خوب زیادی میباشد كه هرمز با مردم عرب زبانش یكی از آنها است. گرما در آنجا وحشتناك است بدین علت بر روی خانههایشان وسایل تهویه جهت گرفتن باد ساخته شده است. این وسایل تهویه در جهتی قرار گرفتهاند كه جریان باد را از بیرون به درون خانه برای خنك كردن آن میآوردند.»
آلفونسگابریل در كتاب خود تحت عنوان "ماركو پولو در ایران" دربارهی بادگیرهای سواحل جنوبی ایران چنین بیان میكند:
« برای مقابله با گرمای بزرگ[شدید] حاكم بر منطقه، همهی خانهها مجهز به بادگیر هستند تا باد را مهار كنند. بادگیر در جهت وزش باد قرار میگیرد و باد به درون خانه و اتاق و هر جای دیگر كه بخواهند، هدایت میشود.»
همچنین گابریل در جای دیگر از این كتاب دربارهی بادگیر چنین مینویسد:
« ما پیشتر در راه ماركو پولو در حاشیه كویر یزد با آن آشنا شدیم.»
- سفرنامه ی گارسیا دسیلوا فیگوئروآ
گارسیا فیگوئروآ، نجیبزادهای از دودمان فریا است كه در سال 1570 میلادی/696 هجری قمری در شهر باداخوث اسپانیا به دنیا آمده است. فیگوئروآ در سال 1614 میلادی/1013 هجری قمری در سن 44 سالگی به عنوان سفیر فیلیپ سوم پادشاه اسپانیا به دربار شاه عباس كبیر اعزام شد. سفر وی به هند و ایران ده سال به طول انجامید كه دقیقاً 2 سال و 7 روز آن را در ایران گذرانیده و از شهرهای لار، شیراز، اصفهان، كاشان، قم و قزوین و دهها شهرك و دهكدهی دیگر در این مسیر دیدار كرده است.
فیگوئروآ در سفرنامهاش به ایران در مورد بادگیرها چنین مینویسد:
«چنانچه گفتیم خانههای شهر مرتفعاند اما از آنچه هستند، مرتفعتر مینمایند و این به سبب بادگیرهایی است كه به شكل برجهای كوچكی بر پشت بامها ساخته شده است. در حقیقت نیاز است كه همواره نوع بشر را به رفع نقایص موجود در طبیعت واداشته است. در زمانی كه در اروپا هر روز اختراعی بزرگ عرضه میشود، در اینجا نیز برای تسكین حرارت جانكاهی كه در سراسر تابستان طولانی حكم فرماست، اختراعی را بوجود آورده است. این اختراع دستگاهی است كه در همهی ساعات شب و روز جریان باد- حتی باد گرم- در آن قطع نمیشود و بدون آن زندگی در خانهها غیر ممكن است. این بادگیرها كار بادبزن را میكنند و ساختمان آنها شبیه بخاریهای دیواری ما است. طول آنها به مراتب زیادتر از عرضشان است. از همه طرف بازند. در مقطع طولی خود محوری ظریف دارند و به تناسب حجم اتاقهایی كه بر روی آنها ساخته شدهاند، بزرگ یا كوچكند. هر یك از بدنههای بادگیر عكس دیگری قرار گرفته است چنانكه اگر یكی به طرف شمال است دیگری مقابل جنوب و اگر یكی رو به مغرب است دیگری به جانب مشرق قرار میگیرد. محور طولی به تناسب بزرگی و ارتفاع بادگیر با محورهای دیگری به سه، چهار یا پنج قسمت تقسیم میشود. هر یك از این قسمتها نیز به تناسب بزرگی و ارتفاع بادگیر كه معمولاً دو تواز (واحد طول معادل 949/1متر) یا كمی بیشتر است دارای حجراتی به اندازهی یك یا دو یا سه پای مربع هستند. سقف این ماشین هواكش كاملاً پوشیده است. همانطوركه گفتیم بادگیر از چهار طرف باز و توخالی است و درون آن فقط از حجراتی كه از آنها سخن گفتیم، تشكیل شده است. دو پهلوی دیگر كه خیلی عریض نیستند و پشت به یكدیگر به سوی شرق و غرب قرار گرفتهاند جز با یك محور از یكدیگر جدا نشدهاند و بدین ترتیب سراسر این دو بدنه دو حجرهی خالی بسیار بزرگ را تشكیل میدهند كه همانطور كه گفتهایم حجم هر یك دو یا سه پای مربع است. بنابراین هر چهار پهلو یا بدنهی بادگیر از جلو باز و از پشت بسته است. باد از هر یك از این بدنهها وارد بادگیر میشود و چون نه از بالا و نه از عقب راهی برای خروج ندارد ناگزیر با فشار به سوی پایین، یعنی داخل آپارتمان، سرازیر میشود. دستگاه نیز به همین منظور ساخته شده است. این بادگیرها معمولاً با همان تشكیلات درونی در طول دیوار اتاقها بهطرف پایین- البته در قسمت باریك دیوار و تا نیمهی آن- ادامه مییابند. هرچه بادگیر مرتفعتر باشد اتاقهای بیشتری را خنك میكند و هوای اتاقی كه از همه پایینتر است، خنكتر است. این دستگاه چیزی قابل ملاحظه و تحسین برانگیز است زیرا هرچه هم باد كم باشد در اتاقی كه بادگیر بدان راه دارد خنكایی مطبوع احساس میشود و تنفس را برای ساكنان آسان میكند، بهطوریكه بدون وجود این بادگیرها زندگانی در هرمز غیرممكن است. این نوع وسیله یا درمان را برای خنك شدن هنگام روز بكار میبرند اما برای گرمای شدیدی كه از نیمهی ماه مه تا آخر سپتامبر یا آغاز اكتبر در سراسر شب حكمفرما است، به محض غروب كردن آفتاب، ناگزیر به پشت بامها پناه میبرند.»
- سفرنامهی ژان شاردن
ژان شاردن سیاح فرانسوی در سال 1623 میلادی در شهر پاریس متولد شد. در سال 1664 میلادی به عشق سیاحت و تجارت الماس به هند رفت. در طی این سفر از ایران عبور كرد و بسیاری از شهرهای ایران را دید. در اصفهان، زمان سلطنت شاه عباس دوم زمانی را حدود 6 سال در اصفهان ماند. در سال 1670 میلادی به پاریس مراجعه كرد و مجدداً با محمولههای گرانبهایی از جواهرات به اصفهان آمد و سه سال در آنجا ماند. از اصفهان به هند سفر كرد و در سال 1677 میلادی به اروپا برگشت و در انگلستان مستقر شد. شاردن در سال 1713 میلادی فوت كرد و در وست مینستر مدفون گشت[39].
شاردن دربارهی خانه بادگیرداری در اصفهان شرح و تصویری آورده است (شكل45)، كه از كاربرد وسیع بادگیر در این دوره حكایت دارد.
- سفرنامهی ژان باتیست تاورنیه
ژان باتیست تاورنیه، جهانگرد فرانسوی، به سال 1605 میلادی در پاریس به دنیا آمد. از زندگی وی در دوران جوانی اطلاعات دقیقی در دست نیست. تاورنیه یكی از بزرگترین سیاحان و ایرانشناسان قرن 17 میلادی است كه با نظری دقیق نسبت به همهی امور، از بزرگترین مسائل تا كوچكترین آنها را توجه كرده و با صراحت و صداقت آنچه را كه دیده و در اطرافش گذشته به رشتهی تحریر در آورده است. او بین سالهای 1632 تا 1668 میلادی شش سفر به مشرق زمین كرده كه در این مسافرتها بیش از 9 بار ایران را دیده است.
تاورنیه در سفرنامهاش در مورد بادگیرها چنین مینویسد:
« تمام خانهها از لار تا هرمز به یك سبك و نقشه ساخته شدهاند. همه بادگیری دارند كه از زیر عمارت به بالای بام كشیده شده است، برای اینكه عمارت را خنك كند. اما برای غریبانی كه عادت به هوای این مملكت ندارند، خوابیدن در مجاورت این بادگیرها خطرناك است.»
- سفرنامهی باكینگهام
باكینگهام در سال 1802 میلادی به ایران سفر نموده است. در سفرنامهی وی تصویری وجود دارد كه در آن 9 بادگیر متعلق به شهر بوشهر دیده میشود. تا چندین سال پیش هم هنوز نمونههایی از این بادگیرها در بوشهر دیده میشد، اما امروز حتی یكی از این 9 بادگیر باقی نمانده است. آخرین آنها متعلق به ملك موروثی شخصی به نام "فتح علی قناد" بود كه وی گفته بود:
« مراجعه مكرر افراد برای عكسبرداری و فیلمبرداری یا تماشای محل، سبب مزاحمت اهل خانه را فراهم كرده بود به همین دلیل آن را به كلی تخریب كردم.»
- سفرنامهی اوژن فلاندن و پاسكال كوست
در 30 اكتبر 1839 میلادی هیأتی به سركردگی كنت دوسِرسی با هدف مطالعه امكانات برقراری روابط تجاری و سیاسی با ایران از بندر تولون واقع در ساحل مدیترانه، عازم كشور ایران میشود تا با گذشتن از دریای سیاه و عبور از خاك تركیه عثمانی خود را به تهران برساند. قبلاً، هنگامی كه خبر آماده شدن هیأتی رسمی برای عزیمت به تهران انتشار یافت، فرهنگستان هنرهای زیبای فرانسه موافقت وزارت امور خارجه را برای اعزام دو هنرمند، یكی نقاش و دیگر معمار، كه از طریق كنكور برگزیده شده بودند، جلب كرده بود.
این هیأت در 11 ژانویه 1840 میلادی از مرز ایران میگذرد و از این لحظه دو هنرمند یاد شده به نامهای اوژن فلاندن نقاش و پاسكال كوست معمار، دست به كار میشوند و شروع به تهیه تابلوهای نقاشی و صورتبرداری از آثار و بناهای تاریخی میكنند. البته هیأت مذكور به استثنای این دو هنرمند، بیآنكه در اهداف خویش توفیق یابد، در ژوئن 1840 میلادی ایران را ترك میكند و از بندر اسكندرون با كشتی به وطن برمیگردد. اما كوست و فلاندن برای به پایان رساندن مأموریت خود در ایران میمانند. آنان صورتبرداری از آثار و بناهای تاریخی و باستانی را تكمیل میكنند و به این منظور تا بوشهر و سواحل خلیج فارس پیش میروند و سپس با گذشتن از خاك امپراتوری عثمانی، عراق كنونی، تركیه، سوریه و لبنان، در اول دسامبر 1841 میلادی از بیروت با كشتی به فرانسه برمیگردند.محصول كار این دو هنرمند، یعنی یادداشتهای سفر، یادداشتهای باستانشناختی، لیتوگرافی و گراورها، نه سال بعد در 1850 میلادی به چاپ میرسد.
اوژن فلاندن در 15 اوت 1803 میلادی در شهر ناپل متولد شد. او كه ابتدا بدون بهرهگیری از استاد به نقاشی روی آورده بود، سپس از محضر هوراس ورنه، نقاش و طراح معروف كه در ترسیم صحنههای تاریخی مهارت داشت، بهرهمند شد. اوژن فلاندن در 1876 در شهر پاریس بدرود حیات میگوید.
فلاندن در تابلوی شصتم خود از بندر بوشهر بادگیری را به تصویر كشیده است. وی همچنین در موردبادگیرهای بندر بوشهر چنین مینویسد:
« خود شهر حائز اهمیت زیادی نیست و همان حالت همه شهرهای ایران را دارد. این شهر به روی برآمدگی كوچكی كه در نوك یك پیشرفتگی ساحل قرار دارد و نوعی شبه جزیره تشكیل میدهد، ساخته شده است. نقشه شهر به مثلثی میماند كه دو ضلع آن رو و در پای دریاست و ضلع سوم، در طرف خشكی را بارویی كه در گذشته دارای استحكامات بوده، محصور كرده است. یك نواختی خطوطی كه معمولاً تشكیل دهنده شهرهای ایران هستند، در اینجا با چشمانداز نخلهایی كه شاخ و برگشان بر فراز ایوانها موج میزنند، دگرگون شده است. شهر دارای ویژگی خاص خود نیز هست و آن شمار قابل ملاحظه بادگیرهایی است كه بر بالای خانهها افراشته شدهاند و برای هوا رسانی به داخل بكار میروند. بادگیرها شبیه دودكش، اما بلندتر و پهنترند. در قسمت فوقانیشان حفره بزرگی هست كه جریان هوا از آن برقرار میشود. این وسایل تهویه هوا در دیگر شهرهای ایران نیز مشاهده میشود ولی بهویژه در شهرهای جنوبی به سبب گرمای هوا رواج عمومی دارند. این بادگیرها را میتوان بر روی بامی در انتهای بندر، نزدیك دژی كه بنای آن را به هلندیها نسبت میدهند، ملاحظه كرد.»
تدوین و مولف: مهندس علیرضا دهقانی